انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار دو بیتی]

به کام دل نفسی با تو التماس من است
بسا نفس که فرو رفت و برنیامد کام

مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق
نه پای رفتن از این ناحیت نه جای مقام

#سعدی​
 
این سوز سینه شمع شبستان نداشته است
وین موج گریه سیل خروشان نداشته است

آگه ز روزگار پریشان ما نبود
هر دل که روزگار پریشان نداشته است

#رهی_معیری​
 
من کجا، باران کجا و راه بى پایان کجا؟
آه این دل دل زدن تا منزل جانان کجا؟

هرچه کویت دورتر، دل تنگ‌تر، مشتاق‌تر!
در طریق عشقبازان، مشکل آسان کجا؟‎

#پوریا_سوری​
 
تو حیرانی در این هنگامه، من هم از تو حیرانتر
تو در آغاز آبادی، منم هر لحظه ویرانتر

در این بن بست ظلمانی، رهایی را چه میدانی؟
فرار از خود به سوی هم، و یا از هم گریزانتر

#اردلان_سرفراز​
 
در اندرونِ منِ خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب
بنال، هان که از این پرده کارِ ما به نواست

#حافظ​
 
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی

چه خیال می‌توان بست و کدام خواب نوشین
به از این در تماشا که به روی من گشادی

#هوشنگ_ابتهاج​
 
نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم

منم و هزار حسرت که در آرزوی رویت
همه عمر من برفت و بنرفت هیچ کارم

#عطار​
 
سهل باشد عشق اگر از خاک بردارد مرا
مهر از کوچک‌دلی بسیار شبنم را نواخت

بی‌کسی دل‌های غمگین را کند غمخوارِ هم
غم دلِ ما را نوازش کرد و دل غم را نواخت

#صائب_تبريزى​
 
نیست در اقلیم کسی این همه بی هم نفسی
بی همگان منتظرم تا تو به دادم برسی

عصر غم انگیز توام حوصله کن ابر مرا
عاشق یک ریز توام معجزه کن صبر مرا

#حسین_غیاثی​
 
عقب
بالا