انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار دو بیتی]

ای که درد عشق را گفتی مداوایی ندارد
آتش است آری، ولی پروانه پروایی ندارد

ناامیدی عمر من کوتاه کرد، ای مه وفا کن
ای بسا امروز بی حاصل که فردایی ندارد

#مهدی_اخوان_ثالث​
 
تلخی وصل ندارد کم از اندوه فراق
شادی بلبل از آنست که بو کرد و نچید

مقصد آنگونه که گفتند به ما ، روشن نیست
دوستان نیمه ی راهید اگر ، برگردید !

#کاظم_بهمنی​
 
رندانِ تشنه‌لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی‌شناسان رفتند از این ولایت

در زلفِ چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی‌جرم و بی‌جنایت

#حافظ​
 
می رود قافله عمر به سرعت امروز
ما در اندیشه آنیم که فردا چه کنیم

جدل شبنم و خورشید بود مشت و درفش
سپر تیر قضا غیر مدارا چه کنیم

#صائب_تبریزی​
 
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی‌ نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

#محتشم_کاشانی‌​
 
پروانه سوخت یک شب و آسود جان او
ما عمرها ز داغ جفای تو سوختیم

دیشب که یار انجمن‌افروز غیر بود
ای شمع تا سپیده به جای تو سوختیم

#رهی_معیری​
 
من ندانم به نگاه تو چه رازی است نهان
که من آن راز توان دیدن و گفتن نتوان

که شنیده است نهانی که در آید در چشم
یا که دیده است پدیدی که نیاید به زبان؟

#رعدی_آذرخشی​
 
دلبری با دلبری از دل کفم دزدید و رفت
هر چه کردم ناله از دل،سنگدل نشنید و رفت

گفتمش ای دلربا دلبر ز دل بردن چه سود ؟
از ته دل بر من دیوانه دل خندید و رفت

#ژولیده_نیشابوری​
 
من غریق رودهاى خفته در نام توام
مرغ دریایى کجا و بیمِ از طوفان کجا

هرچه کوی ات دورتر، دل تنگ تر، مشتاق تر
در طریق عشقبازان مشکلِ آسان کجا

#پوریا_سوری​
 
اى كه مى خواهى جمال بى منال يار را
در حريم دل چرا ره مى دهى اغيار را

ديدن ناديده را عشق خودى ها حائل است
از خودى بگذر كه تا بى پرده بينى يار را

#ژولیده_نیشابوری​
 
عقب
بالا