انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

متفرقه نظم و نثر ادبی و اشعار دوبیتی

متفرقه
دل های ما که بهم نزدیک باشد
دیگر چه فرقی می کند که کجای این جهان باشیم
دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودن های دور می ترسم!​
 
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم​
 
ناله را هرچند می خواهم که پنهانی کشم
سینه می گوید که من تنگ آمدم، فریاد کن​
 
موی سپید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام​
 
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی​
 
من از روییدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس کس نمی گردد بدین بالا نشینی ها​
 
ما زآغاز و ز انجام جهان بی خبریم
اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است​
 
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا​
 
شباهت تو و من هر چه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی‌ست​
 
دنیا به کام ما نبوده است تاکنون
من‌بعد هم به کام شما، ما نخواستیم​
 
عقب
بالا