انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

دلنوشته ♥ شعر و دلـنوشـتـه هـای حـسـیـن حـیــدری ♥

نـاامیــدی از کلمــاتـم مـی بـارد

مثـل اینـ کـه در خـانـه نشستـــه باشــی

انتـظـار سـاعـــت معینـــی را بکشــی

و ســاعــت خـانــه

سـالهــــــا خوابیـــده باشـــد . . .
 
دلـم برای گـلهـای قالـی مـی سوخـت

با اینـکه اسمشــان گـل بـود

اما هیـچ بــویـی از گـل نبــرده بـودنــد

مثـل مــا آدمهـــا

که از آدمیــت ...
 
ارزان مــی فــروشــم !

نـــ ــآز مــی خـــری ؟
 
صبحــانه را با یـک چـای سـر مـی کنـم

نهـار را با دو لقمــه نـان

شــام را هم کـه اشتهــا نـدارم!

مـادرم همیـشـه مـی پرســد

" چـرا غذا نمـی خـوری؟ "

و مـن مثـل همیشـه سیــرم !

او کـه نمـی داند آنقــدر برایــم غصـه گذاشتــه ای

که هـرچه مـی خــورم تمــامــی نــدارد . . .
 
خــواب

رویــا

اضـطـراب

دلـتـنـگـی

حـسـرت

دلــهره

انـدوه

. . .

بـوسـه هـای ِ تـــــو

طـعـم هـر چـیـزی مـی داد

جــز زنـدگـــ ــی !
 
تختخوابی دو نفره

بوی عطرت

و دو فنجان روی میز!

خانه را نمیدانم

اما جای تو عجیب خالیست

میان دست هایم
 
بـَس کِـه قـَهـوِه مـیـخـُـورَم

مَـردُم مـَسـخـَرِه اَم مـیـکُـنـَنـد!

دیـگـر نـا نـَدارَم

کـُجـایِ ایـن فِـنـجـان پِـنـهـان شـُده ای لَـعـنـَتـی؟
 
انگار که خــاک مــُرده پاشیــده باشنـد

شهــر ساکــت بود

بــاد پنجــره ای را بـه هم مـی کوبیــد

و گلدانــی شکستـــه روی زمیــن افتـاده بود

پیــرمرد و دستــه گل پژمــرده اش

گـوشه پیــاده رو جـان مـی دادنـــد...
 
آنـجـا کـه پـشـت بـه نـور کـنـی

جـز سـیـاهــی پـیـش ِ رویـت نـیـسـت . . .
 
چــه از خـانـه باشـد

چــه از دل

جــایــی برای مــاندن نیسـت

وقتــی که رانــده مـی شــوی ...
 
عقب
بالا