انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

دلنوشته ♥ شعر و دلـنوشـتـه هـای حـسـیـن حـیــدری ♥

تـا زخمـی نبـاشـد

مـرهـم را چـه سـود ؟
 
ستـاره ای کـم نـور در آن دور دستهـا

مــاه را میخواند

مــاه میداند اما قـانـون او تنهایی ست

ستـاره چشمکـی میزند و بـی صـدا میمیرد
 
یـارو کمـرتـو مـی شکنـه

بعـد واسـت عصـا میـاره راه بـری

خـب تشکـرم نکـنـی دلخـور میشـه

مثـلـا:

ممنـون کـه کمـرمـو شکستـی
 
سکــوت پــرســه می زنــد در افکــارم

مــن می بــارم و آسمـــان اشــک مـی ریـــــزد

جــــــــایِ تـــــــو خــالـی ســت امـشــب!
 
مگـه مـن نقـش اول ایـن بـازی نبـودم ؟

پـس چـرا همــون اول مـُـردم ؟!
 
درستــه کـه میگـن خنـدیـدن دلیـل نمـی خـواد

ولـی مـن

تـا دلـت بخـواد دلیـل دارم واسـه نخنـدیـدن
 
گــرمــای ایـن روزهــا کجـــا و

دستهــای تــو کجـــا
 
مشکــل مــن اینه که دوس نـدارم کسـی تـو آتیشــم بســوزه

وگــرنــه

خیلــی هــا آتـیــش بــازی و دوس دارن
 
بــرای مـــــ ن

همیــن از تــــ و گفتــن هـاســ ت

زنـــدگــــــــــــــ ی . . .
 
در دیــار مــا

گوسفنــدهـا گــرگ شــده اند

گــرگ هـا را نمیـدانـم

آدم شـده انـد شـایــد!
 
عقب
بالا