انجمن آوای رمان
✦ اینجا جایی است که واژهها سرنوشت میسازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم میشکند! ✦
اگر داستانی در سینه داری که بیتاب نوشتن است، انجمن رماننویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بیهیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار!
.
ثبتنام!
جاوا اسکریپت غیر فعال میباشد. برای تجربه بهتر، جاوا اسکریپت را در مرورگر خود فعال کنید.
You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser .
دلنوشته ♥ شعر و دلـنوشـتـه هـای حـسـیـن حـیــدری ♥
و ســــــــــــــــقــوطــ
ایـن واژه ی تـمـام نـشـدنـی . . .
: اون ستــاره کوچیــکــ ه رو مــی بینــی کنار مــاه؟
اون منـــم !
همیشــه کنــارشـم و مراقبــش
همیشــه حــواسـم هسـت کـه هیـچ ستــاره ای بهـش نزدیـک نشـه!
. . .
لازم هــم نیسـت هــــی بگـم اون مـــاه تویـــــی..
جـدول حـل می کنــم
« سخـت متلاشــی و از هم پاشیــده »
پنــج حرفــی !
با خــودم فکــر می کنــم مـن چقـــدر « د ا غ ا ن » َ م..
مــاهـی کوچولو فکــر می کــرد
" همیـن که از تنــگ بیرون بــرم آزادم "
پس با تمـــام وجـودش پریــد
و فکــر کنم آزاد شـــد !
بـچـه هـا کـی مـی دونـه زنـدگـــ ـی یـعـنـی چـی ؟
: اسـتـاد مـن مـی دونـم ! چـیـزی کـه حــســرتــشــو مـی خـوریـم ...
میشــه به چیزای خــوب فکــر کنــی ؟
: باشــه !
خــوب الان داری بـه چــی فکــر می کنـــی ؟
: بــه تـ ــ ــ ــو
دو تـا چیــز که وجـودشون کنــار هم خطرنـاکه بگو.
مث سنــگ و شیشــه..
: مــــن و تــــو
قاتـِـل شدن اینـقـدام سخــت نـیســت
همیـــن که از دلــِـت بیرونـــش کنـــی
کـُـشتیــش. . .
بغضـــم را پنهــــان مـی کنـــم
میــــان گیســــوان تـــــو ..
گفتـــ می ترســم
راستــش منــم می ترسیــدم
اما تصمیمــمونــو گرفتــه بودیــم
گفتـــ اول مــن بعــد خــودت
گفتـم باشــه
نگـام کــرد
: بــزن
زدم
و الان که اینجــام اومــدم خودمــو معرفــی کنــم
سرکار من یه نفـــر رو کشتــــم..